سلام به روی ماهتون این صدمین مطلبیه که منتشر میکنم البته تقلبم داشتما خودمونیم به کسی نگینا

امروز رفتم زمین ورزش محلمون البته تمام نقشه از قبل ها ریخته شده بود وبا هماهنگی فرمانده بچه ها رو جمع کردمو بردمشون فوتبال.یکی توپ آورد خلاصه منم شدم کمک داور و نقش دوربینو بازی کردمو برای بچه های 9تا16 ساله کمک داوری کردم البته بیست دقیقه بعد از خوردن نوشابه که همه فرمانده برای هممون گرفت منم چندد رقیقه ای قصد داشتم بابچه کوچیکا بازی کنم که نچسبید چون همشون خسته بودنو کوچیک البته من زیاد بزرگ نیستم ولی وقتی زمین شلوغ بشه نمیچسبه بیخیال شدیمو اومدیم خونمون نارنجی پوشو دیدم .

یه چیزی بچه ها کلا از دست رفتنا از 10 ساله به بالا فحشای بدجور بدجور و12 ساله ها کنایه های بدتر ازفحش و15ساله به بالاتر دیگه عملیات اتنحاریو توی نمای آزد پخش زنده میکردن منم که از خجالت پیش کارگرای زمین کنار زمین فوتبال هی سرخو کبود و سیاه میشدم چی بهشون بگم به کدومشون بگم چند بارم با هم دعوا کردنو کتک کاری شد اونم یه ضد حال دیگه بود خلاصه یه اصطلاحی هست ببخشیدا روم به دیوار

ریدن توی حالم

 

یکیشون یه گهی خورده بوده یکی دیگه هی تهدیدش میکرده و میگفتن میگم میگم بگم بگم یاد یه نفر افتادم که سه بار بهش رای دادم خوب فکر کنین میبینین سه بار بهش رای دادم

البته هنوزم پشیمون نیستم هر کسی دلایل خودشو داره ...

 

 

بگذریم اینقدر ماهواره ها بیفرهنگیرو به بچه هایاد دادن که بی تربیتی ازشون میبارهبرگشتنی یه سگ گیر آوردن میخواستن بزننش شایدم زدن ولی من راهمو قدم زدمو اومدم مادر یکی از این شیطونا رودیدم گفتم دان سگه رو اذیت میکنن میگیرتشون میگفت عیب نداره بچه باید شلوغ کنه.

خوب حق داره شلوار بقیه رو با خونسردی و به قصد مزاح بکشه پایین اینا که والدینشون اینقدر عقب افتاده ان بچشونم مجبوره ماهواره وهزار تا چیز شعر دیگه رو الگو قراربده....



تاريخ : شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ٩:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر افلاکیان | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای