هر روز اگر صفحای برای تو بنوسیم

آن روز دگر ز غم نباشد اثری

آنروز که من غم تو راترک کنم آن روز توانی که دلم راببری

آن روز که شب ندارد سامان

آن روز که دردودل ندارد ثمری


هر روزو شبم بریزم پایت

و اکر کنم تلاشی بشری

و از جوانی و عمر خودم برای وصال جاودانگی تو بگذرم باز هم مطمئن هستم که میتوانم ای عزیز تر از جانم

 

 

 

 

ار دوری تو سوخته شد ایمانم

وازشادی تو افروخته شد وجدانم

از گریه ی تو سست شده بنیادم

از شدت عشق من رسیده تا فلک هزیانم

 

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٠ | ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر افلاکیان | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای