My next1

جدایی سخته اما دلیل زندگیمه؛ این جدایی که تو دوری و ناپیدا و مخفی ؛همش درد دل سیاهوسنگیمه ؛دلم میخواست بعدنا پشیمون نشم که ....ارمت (ند)یا(د)!

بعضی از درد های زندگی خنده دارتر از چیزایی هستن که همه بهش میخندن ؟!!!!

نمیخوام تو حرف کاشو اگرو شاید دست وپابزنم

نمیخوام باور کنی روزی میاد ازعشق تو جابزنم

نمیخوام بو بری به عشقت عادت کردم

یاکه اشتباکنی بهت خیانت کردم

نباید خیال کنی دوست دارم بهونمه

آخه زنده بودنت دلیل زنده بودنه

باید اون شبی که من زنده شدم به عشق تو

همه اعضای روانم شکوفه دادوبارورشد

 

سلام ،

رویای سوم :برای سومین بار خواب یارمو دیدم برای اولین بار ازش بودم فراری

همیشه پر توقع بودم وخیلی عالی دیگه نه مونده عشقی دیگه نمونده حالی،بازم مثله دو دفعه میخندیدی تو چشمام ولی خیلی عجیبه فرارمن از عشقم انگاری ماه رمضونی ریپ زدمو تعطیلم آخه عکس همیشه تو روز خوابشو دیدم :به دنبال کسی میکردم بعد از دوراهی بود که فهمیدم یارم به دنبالم میدود و شاداب وروان است اما من بی هیچ احساسی میدویدم ؛برام خیلی عجیبه که حتی واسه ی یه لحظه تو فکر تو نبودم راستش دیگه بعد خواب این کله ام خاموش شد و فکر من گر گرفت شبیه آب جوش شد 1390/06/5

تحلیل من از این خواب غریب اینه میشه روزی بیاد عاشق من بشی دنبال من بیای تا روح من بشی اما دیگه منم سنگی شده تنم تو فکر دیگری اون روز وشب منم ،یعنی روزی که تو عاشق من میشی من از عشقت بریده ام وتوبدست آوردن دیگری هستم البته باور نمیکنم کسی بتونه کاری کنه که از تو دست بکشم جز دو محرک دومی عزراییل اولی هم ناجی تمامی بشر در ضمن خدا رو چه دیدی شاید با تو باشم برای من مهم خیلی سخته که تو توی سختی هستی میدونم نمیدونی که جای تو پیش منه ولی این دنیاجاییه که باید بهت برسم توی اون دنیای قبلی دادمت از دستو غمگینم هنوز قول میدم که این دنیا اون روزو نبینه تاروزی که بمیرم براداشتنت هرکارشایسته ای رو انجام میدم البته استارت برنامه ی 5700روزه ام خیلی وقته زده شده  آرزویم همه خنداندن وسالم بودن توستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

1390/06/06

اشکام منو مجبور میکنن که هق هقمو بشکنم ،صدای لرزش احساساتم گوش رویاهاموپر کرد،دارم به این فکر میکنم که در آرمنی ترین شرایط ممکن است چرایی وجود نداشته باشد؟یعنی روزی که همه به همه چیز آگاهند یاآنقدر که میتوانن بفهمند بدانند؟یااینکه اگرشک کنی به دوستداشتنی ترین چیزهایی که میشود به آن اندیشیددست یابم وقتی تو نباشی چه کنم  ازاینهمه سروکله زدن با تنهایی حتی خوابشم نمیدیدم که روزی رو اینقدر مایوسانه سر کنم الان که از نیمه شب گذشته و من غرق در دلداری خودم هستم که بتوانم کمی از حساس خفقان دوریت بکاهم مجبور میشوم داستانکم را ادامه بدهم تا به جایی برسد یه روزی حتما تمومش میکنم شمام میتونیین بخونیین ونظر بدیییین؟!

 



تاريخ : یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٠ | ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر افلاکیان | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای