به تو که فکر می کردم شب بود

به تو که فکر میکردم شب شد

 به تو که فکر می کردم دل رفت

به تو که فکر میکردم شب شد

 دوباره فکر میکردم اما

 هزارباره  این چشمم تر شد

هزار روزه که خستم

 هزار روزه دل بستم

 هزار سال به عشقت بیشم

 هزار سال من اندرین کیشم

 هزار بار  راه نرفته را رفتم

 هزار ها توبه کردم از عشقت

 دمی نیاسوده ام از دوری

 دمی ننالیده ام از دوری

 به تو که فکر میکردم بهار شد

 به تو که فکر میکردم زمستان رفت

 به توکه فکر می کردم شرمندم

 به تو که فکر میکردم تنها ماندم

دوباره فکر میکردم تکراریست

به چند دنیا من تنها هستم

به چند قیمت من بازم خستم

کاش هاراباید ریخت دور

باش هاراباید در هم ریخت

هست هاراباید پرستش کرد

نمی دانی چه میگویم ؟ تو می خندی ؟

با این شعری که نه شعری است درخور؟

دی ماه باز هم می گذرد

ماه تولد عشقم را می گویم

قرار نیست آسمان اجازه بدهد

حتی یک بار اورا درکنارم دوست داشته باشم

حتی قرار نیست برای لحظه ای در کنارش بنشینم

حتی قرار نیست که از من دوری کند

نه که من بخواهم

همه ی رشته ی افکارم

همه ی بندبند برنامه ریزی ام حد اقل

یک سال عقب افتاده

سکوی پروازم مرا با سر به زمین زد

 توی آزمون اسفند ارشد قرار بود

پله ی اولو برم بالا

مجبورم دوباره اسفند سال بعدم کنکور بدم  برام دعا نکنین خیلی وقته از دعا کردن دست برداشتم

کافر نشدم ملحد هم نشدم

می دانم دعای من به گوشش می رسد

اما  من آدمی نیستم که دعایش برآورده شود

حتی سه هزار میلیارد وحتی بودجه ی نفت یک سال

کشورمون نسبت به خواسته هام هیچند حالا

میتونین بی خیال دعا بشین و امیدوارم سال بعد که میام بنویسم یه پله بالاتر از برنامه ی عشقیم حرکت کنم



تاريخ : پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٠ | ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر افلاکیان | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای