بی تاب  تو ام هر شب بی تا ب و تبم هر شب

 

:داشتم می خوابیدم اما یه دفعه اینقدر دیوار های اتاقم بهم فشار آوردن که هدفونمو از گوشم برداشتمو پنجره ی اتاقمو لاز کردموپنکه رو خاموش و دنبال اون کاغذو خودکاری گشتم که باهاش شروع کردم به نوشتن

 

به تو که فکر میکردم شب بود  

 

به تو که فکر میکردم شب شد

 

دوباره فکر میکرد م هر روز

 

به چاره فکر می کردم هر روز

 

امشب انگار که تو هم مثله منه سوخته دل و تنها سرشت

 

دلتو دادی به باد و آه وناله میکنی که صدات روحمو به صلیب کشیده و نصفه شبی وجودمو حالی به حالی کرده که نپرس

 

اعصابم به هم ریخت

 

راه حلی ندارم واسه درد امشبت

 

منم مثله تو امشبو با تلخی تمام به سر خواهم کرد ای رویای هرشب و هر شبو هرشبِ من

 

بامداد چهارشنبه 1391/04/22 1:45

 



تاريخ : دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱ | ۳:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر افلاکیان | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای