تا وقتی کسی از کنارم رد می شود فقط رد شود.تا وقتی رفت دیگر به این فکر نکند که به درد من می خورد یا نه. در این سال ها اینقدر شلخته بوده ام و اینقدر نامرتب و نا مناسب و آن ست لباس پوشیده ام تا دل هیچ کسی برایم نلرزد که خسته شده ام اما باز هم میدانم که من احمق دلی را لرزانده ام اما باز هم مثله یک گاو از کنارش گذشتم آنقدر به او بیتوجهی کردم تا 6ترمه دانشگاهش را تمام کردو رفت.اولین بار موقع گرفتن نمرات ترم اول بود که اسمش را دیدم و نمره ی تاپی که در درس بسیار حجیم و ثقیل گرفته بود. تا ترم سوم حتی نمیدانستم کیست.ترم سوم با تایید و تمجیدیکه از طرف یکی از اساتید از من شد.کمی برای سایرین شناخته شدم .ترم چهارم بود که احساسش کردم و ترم پنجم بود که سعی کردم بفهمانش که خری بیش نیستم ترم ششم هم تلاش کرد تا بفهماندم که برایش مهم نیست چقدر خرم اما من آنقدر خودم رابه نفهمی زدم تا درسش تمام شدو رفت البته درسته که الان  م.س  باعث شده تا وجدان دردی گذرا بگیرم اما خوشحالم تا یک استراتژی برای دیسلایک شدن در برابر جامعه دارم تا دلی را به درد نیاورم هر طور میخواهدبشود جز او برای کسی خودم را به آب و آتش نخواهم زد و جز او به کسی دل نخواهم بست حتی به قیمت جانم. خواهی با لبخندی ژکند این صفحه راببند یا بمانو بقیه اش را بخوان امروز به این فکر میکنم که چه میشد من هم مثله بقیه یه دختر بد رو دوست داشتم مثلن دخترکه دوستم نداشت یا بچه پولدار بودو منو تحویل نمیگرفت. خوب قطعا اون وقت من عاشقش نمیشدم.فقطو فقط یک زن هست که در قلب من جا دارد حتی اگر تعداد افرادیکه از مغزم عبور میکنند برابر تعداد افرادیکه از متروهای تهران در یکروز استفاده میکنند باشد هم مهم نیست تنها کسی که در روحم جای دارد اوست به او می اندیشم تا تا تا این صفحه کلید از هم بپاشد تا این چشم ها کور شود ت ااین دست ها علیل شود تا مرا دفن کنند تا مرا از قبر ندا دهند که برخیز تا مرا صدا زننند که نوبت حسابو کتابت شده است وتا مرا راهی جهنمی جاویدان کنند.جاییکه من تاوان اشتباهاتیکه در حقت کردم را به گردن خواهم گرفت تا تو در بهشتی همیشگی به سر بری...



تاريخ : دوشنبه ٧ اسفند ۱۳٩۱ | ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر افلاکیان | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای