حالا راضی شدی؟

 

چقد با نگاش تورو فریاد زد حالا راضی شدی؟

چقد با اشکاش تورو داد زد حالا راضی شدی؟

هر جوری بود خواست تورو حالی کنه حالا راضی شدی؟

افسرده و پشیمونو سازی شدی حالا راضی شدی؟

درمونده و افیونی وگازی شدی حالا راضی شدی؟

بازیچه ی دستت مرد حالا راضی شدی؟

بازیچه ی بازیچه ی بازی شدی حالا راضی شدی؟

شرمنده یشرمنده ی نازی شدی حالا راضی شدی؟

محکوم به حبس ابد قاضی شدی حالا راضی شدی؟


 

باور نمیکنی:

تا کی به خواب غفلتی وباور نمیکنی؟

همچون من بی غیرتی و باور نمیکنی!

عمری گذشت در پی اما اگر ولی

حتی اگر گوید خدا باور نمی کنی

 


...........

...........بیچاره شده

با سایت یا ماهواره شده

گوشی وگوشواره شده

خونه ی بد کاره شده

 نگاش که بد قواره شده

عمرش به شماره شده

دزده وطراره شده

 دچ آتیش پاره شده

(دچ=دچار)

 

ارزن4/5/1388

در زندگی کوته فکرانه ات  زمان بسان باد ملایم که صورتت را نوازش میکند از همه طرف از تو پیشی میگیرد و تو  هم چه راحت بی هیچ دل مشغولی به غفلت مشغولی

و به سان من میشوی

مغلوب اهریمن میشوی

دلخواه دشمن میشوی

ارزش چو ارزن میشوی

چرا حالا نداره:

28/3/؟

از تو گله میکنم تو حرفامو نمیشنوی

مویه و ضجه میکنم تو اشکامو نمیشنوی

دوری ازم

 دورم ازت

محروم محرومم ازت

وقتی آرامشم تو اوج بود

درآغوشم بودی و زمان در موج بود

 دیدم نفس کشیدنت صدا نداره  

ای جان من ای جان من چرا نداره

باور نمیکنم که چرا حالا نداره

چرا حالا نداره چرا حالا نداره

 

وقتی موتوره جت رو سرو ته به لحظات میبندی

انگار نه انگار زمینی هستی پس چرا نمیخندی؟!

 

تو نذاشتی

سایه ی سیاه دل سنگم افتاده بر آینه؛

افسوس میکند در مانده ام هر آینه

من گذشتم تو نذاشتی

بدون که گذشت نداشتی

چه گلی بود که تو کاشتی

تو وجودم جا گذاشتی

تومنو تنها گذاشتی

عاشق غم ها پنداشتی 

 

 

دلم میخواست:

دلم میخواست دنیا دو روز نباشه

 شعرای من با درد وسوز نباشه

تو میگی دنیا دروغه

بابا کشکه بابا دوغه!

 

 

 

غمگینم و سر در گم

مدیونم و سر در خم

افسوس خور ونالان

در راه کویر قم



تاريخ : سه‌شنبه ٩ فروردین ۱۳٩٠ | ٩:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر افلاکیان | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای