میگن فلانی چشه؟ میگن مریضه میگن چطور شد مریض شد ؟ میگن از باباش ارث برده یا از مادرش.

دوستم میگفت مامانم هر چند ماه کلیه اش سنگ میسازم منم الان سنگ دارم ولی نوشیدنی نمیخورم همه میگن بخور ...

منم الان خنده ام میگیره که میبینم سرتا پام پر از مرضای ارثی هست البته این آباء و اجداد من یکی انگار فقط ژن مرضشون فعال بوده و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشده یه آدم درست و کاملا سالم توی شجره ی خانوادگی من نمیتونی پیدا کنی یکی از ماها مهره ی کمرش یه دونه کمه!

من که فشار خون داشتم الان یه چیزی دارم خودمم نمیدونم چه کوفتیه دارم میرم دکتر ببینم میفهمه یا نه

یکی دیگه سیاتیک داره ایون یکی مغزش عیب داره اون یکی دریچه ی قلبش ....کلا کتابخونه ی زنده ی بیماری ها هستیم و جالب اینکه عین موش آزمایشگاهی هر دکتری یه نسخه ی  متفاوت برامون مینویسه من خیلی شبیه  عموم هستم اونم مثله من سنگدل وغسی القلب هست منم مثله اون بد هستم اونم مشکل فشار خون داره

خلاصه اینکه این ژناییکه توی خانواده ی ما به نسل بعدی ارث میرسه دیری نخواهد پایید که عضو جدید هم باید روزی إن تا قرص بخوره...


در سال 1336 زلزله ای به بزرگی هفت و نیم ریشتر در سنگچال آمل رخ داد زمانیکه پدرومادرم کودک بودند ودر تمام آن تابستان در حیاط میخوابیدند از ترس اینکه زلزله خانه ی گلی شان را خراب کند.

عمه ی پدرم در سنگچال زیر آوار مانده بود شوهرش که سرکار بود در اسرع وقت خودش را به خانه اش رساند و شروع به کنار زدن سنگ ها وآوار کرد ساعت ها تلاش کرد تا موفق شد اورا بیابد اما تنها نوزاد شیرخواره ای کا در حال شیر خوردن بود زنده بود و عمه ی پدرم فوت شده بود

البته به نظر من در منطقه ی سنگچال نحوه ی ساختمان سازس به قدری اشتباه است که اگر همین الان زلزله ای به بزرگی 4 یا5 ریشتر بیاید ممکن است تلفات بیشماری داشته باشد و واقعا خطرناک به نظر میرسد. هر موقع زلزله ی مهیب می آید به یاد بم می افتم و تلفاتشان البته این زلزله های اخیر فقط باعث تعجب ناراخت کننده ای در من شده و برایشان اشکی نریخته ام و بسی جای تعجب دارم که چرا ...



تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٢ | ٥:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر افلاکیان | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای