جمعه ی ندیدنت خندیده بود به هفته هات

امروزح حسین نامرد اومد زد به در اتاقمونو بیدارمون کرد!

البته چون بعد 5رفتیم زمین  وقتی برگشتم گرفتم بخوابم که بعد یکی دوساعت این پسر

 کوچولوی نره خر افتاد با دوتا دستاش به جون در اتاق ما حالا نزن کی بزن....

/ 1 نظر / 5 بازدید
مریم

باید بازیگر شوم ، آرامش را بازی کنم … باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم … باز باید مواظب اشک هایم باشم … باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم … ” اپـــــــــــــــــــــم