اشک های غیر قابل تحمل

دیروز صیح که داشتم یک مسیره داخل شهرو پیاده میرفتم یک پیر زنو

 دیدم که دستشو دراز کرده بود وگدایی می کرد. تا حالا ندیده بودمش

یعنی معلوم بود سریه قضیه ای پول کم آورده .

منم که در جریانین نزدیک 50  روزه حقوق نگرفتمو قبلش نقدینگی ها رو

 برای باغ سرمایه گذاری کردم در نتیجه از خودم حیچ پولی نداشتم اینی

 که باهاش کرایه میدم پول 20 الی 30 نفره که از هر نفر چند تومنیگرفتم

 تا برم ساری کارشونو برسم از اون خرج میکنم پیرزن رو با هزار مشقت

رد کردمو بهش چیزی ندادم. چند ده متر اونطرف تر دیگه نمیتونستم تحمل

 کنم هق هق گریه ام برای آدماییکه از کنار تامین اجتماعیرد میشدن 

  بسیار تعجب برانگیز بود خواستم این مدیرمو ببندم به فحش که هی

امروزور فردا میکنه. کم کم همه بهم متلک میگن: مزد که نمیگیری از جیب

 که خرج کردی جیبتم سوراخ شد ول کن دیگه چرا میری سرکار...

 

بعدن نوشت:

یادم رفت چادرش،‌ پیر هن گل گلیش ،‌عینکش ‌و حتی قد وقامتش شبیه

 مادرم بود و این موضوع درسته که توی حالم تاثیر گذار بود اما همش

برمیگشت به این که چرا باید با این همه مدت که گذشته هنوزبرای پیرا

امنیت مالی فراهم نشده باشه چرا باید چند متر اونطرف تراط این پیر زن

 یکی کارتن جمع کنه که بالای 90 سال داره اونطرف تر دوتا پسر که

ابتدایی باید باشن دارن کارتن جمع میکنن اونطرف تر یا پیر مرد هشتادو

 خوردی ساله تمال میفروشه(‌تمال چیزیه که ماباهش خودمونو میسابیم

 توی حموم کیسه آبی رنگ شما بهش چی میگین؟؟؟!)‌

البته سایر گداهارو قلم گرفتم....

/ 3 نظر / 66 بازدید
فدايي

اون نظر قبلي مال من بود [نگران] اشتباهي اسم خواهرم اومد بالاش ببشخيد [ابرو]

سودی

حستون زیباست چه بسا انسان هایی که اینا رو نمیتونن و نمیخوان ببین. ولی واسه اون هشتادو خوردی ساله کلی خندیدم چقدر دقیق سن ها رو تخمین میزنین[قهقهه]

ش

اینکه بعضی چیزا ارزش چندبار دبدن وفکر کردن رو دارن خوبه یا بده؟