دریابید مرا

هیچ راه حلی به ذهنم نمیرسه. نمیتونستم انکار کنم اما حاضر نبودم در

 موردش تحقیق کنم چند مدتیه که به این موضوع شک کرده بودم. قضیه

 ازکجا شروع شد رو شاید نرسم بگم اما از آخر چرا! میتونم بگم .قبل از

 تحقیق و تفحس راحت تر بودم. اما الان خیلی ناراحتم. مهمترین دلیلی

 که می تونم بگم .اینه که میگه وقتی یکی از اعضای خانواده گرایش

 مذهبی شدیدی داره .این قشر سعی میکنن در خانواده او نفوذ کنن و

نتیجش این میشه که توی اون خونواده کوچکترین عمل با بزرگترین

 بازخواست همراه باشه .یعنی درگیری لفظی سر همه چیز. یکی دیگش

 دیدن یه موجود خاص توی خوابه. یکی دیگش نفوذ ذهنی در خواب

 هست.

خلاصه اینکه نمی دونم چطوری مطمئن بشم .اما احساس شدیدی دارم.

 بازم مجبورم به گذشتته تر مراجعه کنم. نمی دونم چطور شد که مامان

برام تعریف کرد: اون موقع که بیشتراتون  هنوز دنیا نبودین یه روز یه

مستمندی داشت از این خیابون عبور میکرد که درویش بود  ووقتی در حال

 گفتن جملات خودش بود ناگهان صداش قطع شد واومد خونه ما در زد و

گفت :‌جهر طرف خونه وباغتونو طلسم کردن . بزار بیام داخل برات بکنم.

مامانم میگه من هول شدم وبیرونش کردم.

 

بعدنا که متوجه شدن احتمالا اون طرف راست میگفته سعی کردن پیش

آینه بینو جادوگر و آخوند و خلاصه هر کی که ادعاش میشد برن اما  جوابا

 توی بعضی قسمتا مشترک وتوی بعضی قسمتا متناقض بودن. مثلا در

مورد شخصی که این کارو انجام داده و...

اما چیز باحال اینه که چند مدت پیش قرار شد برن پیش کسی که فال قهوه

 میگیره . وقتی رسیدن دیدن پارچه سیاه به درودیوار زدن و پرسیدن چی

 شده؟ گفتن هیچی فلانی مرده!!!

البته از زمانی پیگیری شروع شد که خواهرم رفت از امام جمعه شهرمون

پرسید که چه باید کرد و حقیقت داره با نه؟ تونم گفت حقیقت داره وما

هیچوقت وارد این قسمت نمیشیم.

خلاصه سرتونو درد نیارم آخریش که مربوط به همین امسال هست

پیرمردی بود که بسیار   فرتوت بود و با حروف ابجد وکتاب بسیار قدیمی

اش ادعا کرد که جادویی در کار نیست و این سرنوشت شماست و....

 

خوب من نمی گم ایشون دروغ گفته ولی احتمالا دید کاری از دستش بر

نمیاد اینو گفته. نظر چند تا ازین جادوگرا اینه  که اون بی شرفی که این

 بلا رو درست کرده  از بدترین نوع موجودش استفاده کرده که نمیشه

 ابطالش کرد با تا پایان ابطالش معلوم نیست چند تا کشته بدیم.

یکیشون با گوشیش زنگ زد به استادش وکفت استاد من نمیتونم و

 توضیح داد . گفت چیکار کنم؟ اونم با همین حرفایی که نمیشه  وباید با

همین شرایط بسازن تمومش کرد و...

 

 منظورم اینه که من الان چند مدته احساس میکنم ولی هنوز نتونستم

بفهمم چطوری اثباتش کنم یا درمانش کنم.

اولش با بختک شروع شد چه با ذکر وحمد می خوابیدم چه با صلوات

فرقی نمی کرد.اما

احساس میکنم شبا که می خوابم نفوذ ذهنی میشم. احساس میکنم

چشمام می سوزه .احساس میکنم هر چه قران قرائت کنم فرقی در

 شرایط احساسیم به وجود  نمیاد .احساس میکنم تا زمانی که بسم الله

الرحمن الرحیم نگم 60 % قفل ها برام باز نمیشه .احساس

میکنم .همین جرو بحثای داخلی که سر چیزاای بی خودی هست واسه

همینا ست. اینا علایمی هست که در رابطه با من صدق میکنه . فکر

میکنم برای هر کدوم از اعضای خانوادمون یه جن در نظر گرفته سده ومهم

 اینه که دیشب دهنم سرویس شد تا بخوابم  هم بختک پیش اومد هم

 قبلش تا بخوابم یه درگیری هایی پیش اومد احساس می کردم می خواد

 باهام رابطه چشمی برقرار کنه. چشمایی قرمز در حالیکه من همیشه یه

 پارچه روی چشمام میندازم تا هیچ نوری اذیتم نکنه. اامشب که تحقیق

می کردم مسجل شد که یه نوعشون همین رنگی چشم دارن. بی خیال

 ایشالا که همشون احساسی پوچ هستند .اما اگه کسی میتونه در این

زمینه اطلاعات موثق در اختیارم قرار بده یا راه حل متشکرش میشم.

درضمن باز هم تخقیق میگه که جن با بسم اله الرحمن الرحیم از انسان

فاصله میگیره اما جایی ننوشته که جن تسخیر شده یا اجیر شده برای

 همین منظور هم فلاصله میگیره یا به کارش ادامه میده. درضمن من

عاشق نماز خوندنم و دلم نمیاد از رکوع یا سجود بلند شم .اما مدتی

احساس میکنم که به سختی باید خودمو مجبور کنم تا نمازامو بخونم .

 این مورد هم صدق میکنه. ...امروز اگر می تونید دست به کار 

شید .شاید فردا دیر باشه و نتونم با ذهن خودم مطلب بنویسم....

/ 4 نظر / 18 بازدید
منم!!!!!

هر شب قبل اینکه بخوابی یه بار سوره جن و بخون....زیاد نیست فکر کنم یه صفحه هم نمیشه... یه آقایی هست راننده خطی بابل نوره... اون تو اینجور چیزا سررشته داره میخوای یه سر برو پیشش.... جن ها خوب و بد دارن.... امکان داره اینی که میاد سراغ تو اصلا جن نباشه موکل باشه.... هر آدمی یه موکل داره! فکر کنم 10 سال پیش اگه همچین سوالی ازم میپرسیدی هم میتونستم چند نفرو بهت معرفی کنم هم اصلا میتونستم خودم کمکت کنم... الان دیگه همه چی یادم رفته... حالا منم میرم میپرسم اگه اطلاعاتی چیزی پیدا کردم بهت میگم...

سودی

تا نصفه خوندم .تو رو خدا لااقل وقتی میخوای از این چیزها بنویسی اسم پستت رو مرتبط بزار . من خیلی از این چیزها میترسم [اضطراب]

هم اتاقي

مردم از ترس.....منم بعضي شبا يه وحشتي وجودمومي گيره البته با مسئله شما فرق داره ولي با آِيه الكرسي و صلوات به خواب ميرم.هرچقدر كه توي روز بيشتر به اين چيزا فكر كني بيشتر شب به سراغت مياد(اين ثابت شده است) در ضمن رمالي و اينا براي كسايي كه بهش اعتقاد دارن بيشتر اثر ميكنه سعي كن به خدا توكل كني

دخترکوچولو

سلام وب جالبی داره خیلی جالب بود برام... ب منم سربزن خوشحال میشم از حضورت... این چیزام همش خرافاته فکرتو درگیر این مسایل نکن......