شادترین روز سال من.

 اون شب جمعه  رو یادم نمیره.

بر خلاف همیشه خودش شروع کرد و با اینکه یه بار من مطرح کرده بودم  که دوست دارم این لغت رو و این کلمه رو

اون شب منو با همون کلمه خاص  صدا زد.

اون شب بود.

تارهای عصبیم بهم میگفت که خودت رو کنترل کن و بعد از اون جمله فهمیدم که اشتباه نمی کردم.

از شنیدن تون لغت اونقدر لذت بردم که قابل باور نیست اما حقیقت که بعد از اون کلمه هیچ کلمه ای وهیچ چیزی برام اونقدر لذت بخش نبود.

باورم نمیشد. من یه اشاره کوچیک کردم اما اون درجا منظورموفهمیدش.

البته همون موقع تابلو نکرد گذاشتش بیست سی روز بعد

همیشه دقیق و شمرده عمل میکنه همیشه همه ی کارهاش سنجیده هست.

بر عکس من . همیشه تند تند میخوام کلک کارها رو بکنم. اما نهایت دقتمم که میکنم بازم کافی نیست...

اون شب رویایی کجا واون شب دروغ کجا.

بعد دروغ دومم کاملا احساس کردم که اون هم درد میکشه .

امامن ادم نیستم. خیلی وقته که ادم نیستم. دوباربهش دورغ گفتم

از خودم بدم میاد. اما نمیتونم بهش راست بگم. همون بهتر که هرچی خودش میگه باشه .

اگه اگه اگه.شرایط نمیذاره نفس بکشم.برام دعا کنید.

دوستون دارم. سالتون با برکت.

/ 2 نظر / 12 بازدید
غریبه×

سلام..دیگه نمیای!!!!

mat

سلام دوست عزیز امیدورام سال خوبی داشته باشی یه سایت کسب درآمد میخوام بهت پیشنهاد بدم هر بازدیدکننده ای که وارد سایت بشه و پاپ آپ براش باز بشه 120 ریال بهت میده حتمی امتحانش کن ;)