خستگی

راستی سلام بچه ها چطورین خوبین. پست پایینی همون پستی که مطرح کردنش برای خیلیا عجیب بود و ممکنه از من ناراحت شده باشن. ولی من ترجیح میدم توی این وبلاگ راست بنگارم به جای اینکه دروغ بنویسم.

امروز اینقدر کار سرم ریخت که مجبور شدم یک ساعت بعد افطار برم غذا بخورم. چقدرم پررو هستم از اون روزه نگیراییکه خیلی پیش خودش شرمنده هست .خستگی بیداد میکنه .میخوام برم بخوابم.

/ 1 نظر / 4 بازدید
منم!!!!!

حس نمیکنی خودتو خیلی درگیرش میکنی؟؟؟ میدونم خستگی و فشاری که روت داره خیلی بیشتر از تصور منه ولی حداقل سعی کن بیخیالش شی... بهش فکر نکنی.... همش در حال تحقیق و فکر کردن بهشی... مطمئنا اینجوری هرچی باشه میتونه همه وجودتو تسخیر کنه!!