اتفاقات چند روز اخیر

سلام اولش اینکه من چیزیم نشده و فقط اینترنتمون که با ایرانسل هست

 قطع شده بود. اصلا آنتن نمی داد چه برسه به edge در نتیجه موندیمو

حوضمون.

1-خاطره ی توهین:

رفتم اداره بوق بعدش منویکی از کارمندا رفتیم پیش یکی دیگه یعنی بیکار بودیم رفتیم اونجا صله رحم به جا بیاریم!

یکی اومده بود اونجا که این همکار می شناختتش و خیلی باهاش گرم گرفت بعد که مهندسه روشو اونور کرد گفت امیر این طرف میلیاردره .

بعد بهش گفت فلانی ایکس نمی خوای؟(_منظورش رشته من بود)

اون گفت کیه؟ گفت همین ومنو نشون دادو شروع کرد از تعریف کردن که فلانو فلینه !

گفت مدرکت چیه؟ لیسانسم. گفت سابقه داری؟ نه

من کسی رو میخوام که سابقه داشته باشه حد اقل سه سال.

در نتیجه نشد. البته اینجاش اشکالی نداشت ولی جاییکه اسن صحبتا رد وبدل می شد جایی  بود که چند همکار زن حضور داشتند. من احساس کردم که بخار شدم رفتم هوا.

 اما توهین: در گوشی بهم گفت: اونایی که وسط سرشون کچله خوب بلدن چطوری  عملیات انجام بدن.

اما اونایی که مثله تو جلوی سرشون کچله فقط تو فکرشن.

اگه اداره نبود  تا تک تک موهای سرشو نمی کندم واش نمی کردم....

2-دک کردن :

یه جایی بود اسم نوشتم چند تا کارمند خانم داشت. بعد از چند مدت

 متوجه شدم صبح ها معمولا یک بار درهفته در یک مسیر مشترک باهاش

 سوار یه تاکسی میشم. متوجه نگاهش نشده بودم ومتوجه نبودم که

 این همونیه که چند باری پیشش رفتم  درمورد جویا شدن در باره همون

 اسم نوشتن. هیچ ایده ای نداشتم .یک دفعه یه ایده خوب به سرم زد. با

 اینکه میدونستم کرایه 500 تومنه به راننده 400 تومن دادم. راننده بهم

 گفت: 500 تومن میشه.  دوباره به راننده  1000 تومن دادم و بهم

900 تومن برگردوند بعد که سرمو بالا کردم فهمیدم دیگه نگاه نمیکنه .

 گفتم خدا رو شکر نیرنگم کار ساز شد. پیش خودش میگه عجب

خسیسیه این...

3-من  آدم بدی هستم:

اون اداره ی بوقی که چند بار درهفته میرم اونجا 8 تا کارورز آورده همون

 دانشجو هایی که مجبورن تو یه محیط اداری چند مدت باشن تا دوره ی

 تحصیلی شون تموم بشه. نمی دونم چرا فقط یکیشون پسر بود ...

با پسره کلی گرم گرفتمو بهش روحیه دادمو ... و دعوتش کردم تا با هدف

 زندگی کنه.

دوره ی پسره کوتاه  تر بود و تموم شد ورفت. اما امان از دست بقیه شون

 از هر دری درون بری یکیشون یا همشون یا چند تاشون حضور دارن .البته

 یه حضور فیزیکی در حد هویج  اوندفعه همشون باهم یه جا نشسته

 بودن نامردی نکردمو از اون در که دقیقا 180 درجه با این در فاصله داشت

 رفتم تا بفهمن بهشون نگاه نمی کنم .

دانشگا که بودم یکی به یکی دیگه می گفت: این چرا اینجوریه؟!!

احساس کردم همشون این سوالو از من دارن... ولی من هنوزم قیافه

 هیچکدومشون رو انقدر ندیدم که یادم بمونه  ....تقریبا در حد نگاه نکردن

 

 

/ 5 نظر / 13 بازدید
ای تی تم

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین. به من سر ببزن ولینکم کن ای تی تم www.ettheme.ir

ای تی تم

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین. به من سر ببزن ولینکم کن ای تی تم www.ettheme.ir

ای تی تم

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین. به من سر ببزن ولینکم کن ای تی تم www.ettheme.ir

ای تی تم

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین. به من سر ببزن ولینکم کن ای تی تم www.ettheme.ir

ای تی تم

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین. به من سر ببزن ولینکم کن ای تی تم www.ettheme.ir