احساس هایم خشکید

زندگیم کوفتم شده این دو هفته ی مزخرف با استرس و تپش قلب گذشت نمیدانم چه خبر است انواع واقسام خواب های بی سرو ته به قدری که مانند عوض کردن کانال های تلویزیون پشت سر هم وبازیگرش هم شخصی که در تمام کانا لها هست یعنی من بیچاره همین یک ساعتو خورده ای پیش بود چنان از خواب پریدم که خودم تعجب کردم.بیخیالم بیخیال بیخیال .

((((کاش میشد کاش میشد کاش میشد.زندگی در خواب و خیال در رویا در توهم وصال)))) این  چیزها نه تنها خوشبختم نمیکنند بلکه از بین خواهند برد مرا اما نمیدانم چه کنم البته کلا به نظر میرسد زیاد در آینده سیر میکم به همین خاطر استرس مرا رها نمیکند او وقتی رها کرد خیال هایی عجیب یک بار گفته بودم در حد آلیس در سرزمین من.راستی تصمیم گرفتم عکسی از مسیریکه عبور میکنم بزارم نظر بدید.اینجا  نزدیک محل زندگی من هست:

و زمین کشاورزی ما:

/ 3 نظر / 4 بازدید
میلاد

اوه . خیلی دوس داشتم محل زندگیو زمین کشاورزیتون رو ببینم. اما عکساش لود نشد. حتما بزارش ببینمش.جون من یادت نره هاااا. منم حتما همین کارو میکنم . خیلی خوشم اومد [نیشخند]

میلاد

خوب شد قالب وبلاگتو عوض کردی.عکستم به رنگ قالب میاد. خیلی جالب شده [لبخند]