مای نامبر وان

همیشه تو مطلبام ازش به عنوان 1 اسم بردم.

دلیل عجیبی داره به دلیل متفاوت  بودنش هست. سعی میکنم حتما این پست رو ویرایش کنمو بنویسم که چقدر دوستش دارم... اما....

بعدن نوشت:الان که فکر میکنم منو و 1 خیلی شبیه همیم .منتها اون از من بد تره.

 البته به نظر می رسه که این بدتر بونش به نفع هممونه .

هممون.

خلاصه کنم داشتن یه عضو مثله 1 توی خانواده سبب مشکلات زیادی میشه  که بهتره هیچ کس هیچ جا نگه چون ممکنه از گفتنش پشیمون بشه. روزی که 1 دیگه نباشه. اون روز هست که میشه فهمید چی می گفتم.

 

نامبر وان کسی هست که شبیه با دیوه .

 همون دیوی که دلبر داشت.

خلاصه ی نامبر وان من این هست که با بچه های کوچیک دوست میشه مثلا 3 ساله و تا بزرگ شدنشون باهاشون دوست هست مثلا 16 سالگی. و موقعی که این بچه ها به بلوغ می رسن میشن دشمن خونیش وباهاش دعوا میفتن و از این داستان ها و باز دوباره توی سن بیستو دو سه سالگی به بعد رابطشون باهاش از اون حالت خشک و زد وخورد به یه رابطه ی سلام وعلیک تبدیل میشه.

اینو به عینه دیدم.

1 کسی بود که شاید در طی سال ها با بیش از 300 نفر در ارتباط بود و در بزرگ شدنشون سهیم بود. اما همشون باهاش بد تا کردند و تا خورد زدنش.

منم یکی از اون 300 نفرم اما رابطه منو اون بیشتر از این حرفاست. ما با همیم همیشه با  هم بودیم .با اینکه همیشه دعوامون هست ولی همیشه از نبود هم دلتنگ میشیم.روزایی که من دانشگام دلتنکم میشه . اینو همیشه مامانم مبگه که 1 ته خور ره گیته.

یعنی از تو می پرسید که چرا نیومده و از این حرفا.

بگذریم من دین بزرگی به 1 دارم . مطمئن نیستم بتونم دینمو بهش ادا کنم اما مطمئن هستم تا روزی که توی این خاک هستم و برای این خاک نفس میکشم . در کنارش اگه نباشم مواظبش باشم.

 

نمیخوام بیشتر از این دربارش بنویسم یعنی امشب نمی خوام . اگه بخواید دربازه ی تاثیر وجود نامبروان در زندگیم و اثرات منفیش حتما یه پست رمز دار میذارم....

/ 5 نظر / 14 بازدید
asma

[لبخند]...آپم داداشی

واقعا دلیلش چیه ؟؟؟؟؟؟؟

رهاراد

رسم آزادگان را چه میداند تیره بختی که پای بند هواست خویش را دردمند آز مکن که نه هردرد را امید دواست

نیلوفر

سلام دوست خوبم حالتون خوبه؟ عیدتون مبارک [گل] شاد باشید همیشه[گل][لبخند]

asma

آپ کردم داداش....