اولین گناه

 

در آن تنهایی و تاریکی و در غفلت و خواب ؛سر گرم مرا یک لحظه تصویری  وآهنگی به آتش زد ؛نه این آتش که میسوزاندو خاکسترش بر دوش باد است همان اتش که  از اعماق  من چیزی نمانده است

؛همان آتش که تن را درنوردید

زمین و آسمان بر من بخندید

 که او هم عهد بشکست وعاشق شد

از این دنیای پولی جستو فارغ شد؛

در آن لحظه همی درک عمیق من در حسرت به رویم باز کرد است

بدانستم که تنهایی همی حسرت برایم ساز کرده است

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
ممل

ای ول

ممل

دستت درد نکنه

ممل

دستت درد نکنه