ترسم که بیایی و من نباشم آقا

تنها جمله ای که بردسکتاپ محل کارم می تونین ببینین این

 جمله هست.ووقتی می فهمم که دارم آب می خورم و وقتی

 میبینم دارم ناهار می خورم کوفتم میشم.

البته یه چیز عجیب:‌از سر کار که اومدم مامان گفت صبر کن ددی

 پلو بخوره بعد تو برو آشپز خونه! گفتم چرا؟‌گفت که شما از هم

 خجالت میکشین. راست میگفت ددی ک هر روز 21 عدد قرص

 میخورن نمیتونن روزه بگیرن وبسیار از این بابت ناراحتند  مانند من

 درنتیجه ایناییکه نمی تونیم روزه بگیریم جدا جدا قضا میخوریم.

راستی امروز رفتم آزمایش خواهرمو گرفتم وقتی فهمید تیروئیدش کم کار هست وبیمار هست اشک شوق توی چشماش جمع شد!

نه اشتباه فرض نکنین متاسفانه علایمش  شبیه بیماری های ید تری بودند مثله ام اس درنتیجه بسیار ناراحت بودند اما الام کلی شاد شدند.

 الهم اشف کل مریض(‌کلا با خانواده ماست)

/ 4 نظر / 14 بازدید
سحر

مرسی سرزدی وبلاگ خیلی قشنگی داری[تایید][دست][خنده][پلک][چشمک][گل][هورا]

محسن

سلام. انشاء الله ایشون خوب بشن و شما هم بتونید توفیق روزه گرفتن رو داشته باشید. با مطلبی با عنوان "شگفتی های قرآن" به روز هستیم و خوشحال می شویم نظر شما را در مورد مطلبمان بدانیم.

هم اتاقي

خوب شكر خدا[لبخند] پس چرا من انقدر بد روزه خوري مي كنم [خجالت]البته جلو كسي نيستم ها.از خودم خجالت كشيدم[ناراحت]