یک عمر من پرپر زدم

باور نکن راضی بشم چون دوستت دارم

بری اینقدر درا رو وا نکن متن که  نمیدرام بری

یک عمر من پرپر زدم چون درد دوری کم نبود

اینا که میگم یک شب از چیزی که حس کردم نبود.

با گریه های هر شبم دنبال مرحم نیستم

این بار بشکن  بغضمو فکر غرورم نیستم

کی گفته این خواهش منو تو چشم تو کم میکنه  

این التماس آخرم خیلی بزرگم میکنه

 

سلام به همه . به همه ی اونایی که غایبن یا حاضرن.

خلاصه بگم امروز یه فرضیه ای داره برام شکل میگیره که هنوز براش اسم انتخاب نکردم . ولی چیزی که هست هر مرحله اش از مرحله بعدی سخت تر میشه . اصلا یه وضعی.

این داستان عشقی کم نبود.

با استادمون کل داشتم کم نبود.

یکی دیگه از استادا امروز خفتم کرد.

گفت توس جلسه هیئت علمی رفتارتو مطرح میکنم .

خلاصه من آب دهنمو قورت بدم خفتم میکنن. یعنی توی 75 دقیقه کلاسش بیشتر از 65 دقیقشو باهاش چشم تو چشم بودم داشتم درسشو گوش میدادم.ولی بازم به خاطر این که همیشه رو لبم خنده ای  تصنعی هست . خفتم کرد.

اوندفعه واقعا من اشتباه کرده بودم.

اما فکرمیکنم یه استادی بود اسم منو خط زده بود. همون چغلی منو کرده.

یه چیزی بچه ها در مورد این استاده میگفتن که باید بره علمی کاربردی درس بده و از این جور چیزا و من فکر میکنم برده گذاشته کف دست این استاده چون یه روز در این مورد با هم صحبت کرده بودیم.

خلاصه اینکه خیلی یه هویی منو خفت کرد....امیدوارم هیچ کسی هیچ وقت این استرس های مزخرف رو تجربه نکنه.

/ 0 نظر / 13 بازدید