بیتابی

 

 

 

بی تاب  تو ام هر شب بی تا ب و تبم هر شب

 

:داشتم می خوابیدم اما یه دفعه اینقدر دیوار های اتاقم بهم فشار آوردن که هدفونمو از گوشم برداشتمو پنجره ی اتاقمو لاز کردموپنکه رو خاموش و دنبال اون کاغذو خودکاری گشتم که باهاش شروع کردم به نوشتن

 

به تو که فکر میکردم شب بود  

 

به تو که فکر میکردم شب شد

 

دوباره فکر میکرد م هر روز

 

به چاره فکر می کردم هر روز

 

امشب انگار که تو هم مثله منه سوخته دل و تنها سرشت

 

دلتو دادی به باد و آه وناله میکنی که صدات روحمو به صلیب کشیده و نصفه شبی وجودمو حالی به حالی کرده که نپرس

 

اعصابم به هم ریخت

 

راه حلی ندارم واسه درد امشبت

 

منم مثله تو امشبو با تلخی تمام به سر خواهم کرد ای رویای هرشب و هر شبو هرشبِ من

 

بامداد چهارشنبه 1391/04/22 1:45

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
امین

سلام دوست عزيز به خاطر اين كه بيشتر از دو هفته نيست كه وبمو راه انداختم نياز به حمايت دارم اگه ميشه لطف كه و بيا بر روي دكمه +1 كليك كن بازم بهت سر ميزنم باي........

amin

سلام دوست عزيز بعد از چند روز بالاخره دايركتوري مو راه اندازي كردم دايركتوري آمار بالايي داره هرچه زودتر لينك و بنرتو ثبت كن براي مشاهده اطلاعات بشتر به وبم بيا ببخشيد كه چند روزي بهت سرنزدم به اين خاطر بود كه مشغول راه اندازي دايركتوري بودم

محمد پارسا

سلام. بهمون کاش عنایتی کنه پیشمون بمونه تنهامون نذاره، خدا...