تابلوی داخل شهر

سلام بچه ها. ممنون که سر نممیزنید . منم چندین بار سعی کردم تا تونستم بیام و بنویسم . از بس اینترنت وضعش خرابه . مخصوصا اینجا.

در نتیجه بهتون سر نزدم. امروز کلی کار داشتم تا انجام بدم . در نتیجه کل شهرو مجبور شدم برم و دنبال کارای اداری شرکتمون باشم. اما مشکل از اینجا شروع شد که یه تابلوی بنر توی چند قسمت مهم از شهرمون کارگذاشته بودن که واقعا قبلمو جریحه دار میکرد. تابلویی با عکس یک مرد و چند قطره خون و متنی سه خطی که توش القاب این مردو گفتند و به خانوادش تسلیت گفتند.

به این فکر میکردم که وقتی خانواده ای داغ میبینه وبسیار ناراحته در حالی که طرف پا جای پای حضرت ابولفضل العباس گذاشته چقدر میتونه برای خانوادش ناراحت کننده وبرای روح این شخص لذت بخش باشه . بسیار از بابت شهادتش ناراحت شدم .البته هیچ شناختی ازش نداشتم اماهمین که توی حرم به این مهمی در مبارزه با این سلفی های کثیف شهید شده کلی آرمانی هست برام.

 

 

دیروز که گفتم رفتم ساری توی یکی از میدونا یه پارچه نصب کرده بودن و توش از یه سرهنگی تشکر کرده بودن بابت دست گیری به نفر.

خوب این نفر کی بوده به نظرتون؟

توی همون محدوده ی میدون یه روستایی با نسیانش هندوانه میفروخته و یکی از یه قسمت دیگه شهرمون میاد نزدیکی همین فروشنده اولی بساط میکنه و بعد از چند مدت باهاش درگیر میشه که چرا اینجا هندونه میفروشی برو جای دیگه!

اولی میگفت بابا اینجا خونمه نزدیک خونمه میام میفرشم. تو هم برو نزدیک خونت بفروش.

فروشنده دومی زیر باز نمیره و تهدید به مرگش میکنه .

صبح فردا با تفنگ میاد و فروشنده اولی رو میکشه . به همین راحتی .

خیلی زود هم دستگیرش کردن .یه همکارهم داشته که شلیکی نکرده و توی قتل دست نداشته اما هر دوشونو به اعدام محکوم کردن. حقشونه .

 

 

امروز خیلی احساس خسران میکنم . شانس با من یار بود اما اخرش یار بودنش ونبودنش برام تاثیر زیادی نداشت.

 

پارسال رتبه 600 شبانه همون جا قبول شده . امسال من همونجا با نصف رتبش . دیگه آخر کم شانسی بودم.

پارسال دقیقا به نفر با یه دونه رتبه بهتر از من شبانه علامه قبول شده .

حالا بیاو بگو خوش شانسی از سر وروی من میباره...

/ 0 نظر / 4 بازدید