همزاد پنداری

حضرت داوود علیه السلام در هنگام عبور از بیابانی مورچه

 

ای را دید که مرتب کارش این بود که از تپه ای خاک بر می

 

داشت و به جای دیگر می ریخت . از خداوند خواست که از

 

راز این کار آگاه شود مورچه به سخن آمد که معشوقی دارم

 

که شرط وصل خودرا آوردن تمام خاکهای آن تپه به این محل

 

قرار داده است. حضرت داوود علیه السلام فرمد با این جثه

 

کوچک تو تا کی می توانی خاک های این تل بزرگ را به

 

محل مورد نظر منتقل کنی آیا عمر تو کفایت می کند ؟ مورچه

 

گفت : همه اینها را می دانم ولی خوشم که اگر در این راه

 

بمیرم به عشق محبوبم رسیده ام و به عشق محبوبم مرده ام .

 

 

به نظر من که این مورچه اسوه ی عشق توی حیوانات هست. شبیه فرهاد خودمون.

از خدا میخوام برای تک تک آدما چنین عشقی رو رقم بزنه.

در ضمن این مطلب رو از جایی کپی کردم.

 

/ 1 نظر / 12 بازدید

سلام دوست عزیز مطالبت عالی بود من به تازگی بازی انلاین تراوین افتتاح کردم خواهش می کنم بیا ثبت نام کن و پس ازشروع سروربازی کن تا بفهمی چه هیجان و لذتی داره اگر هم در اخر بازی نفر اول شدی جایزه های نقدی وغیر نقدی بگیر باور کن خیلی بازی جذابی هست حتما ثبت نام کن تو بازی همه چیز اموزش داده میشه ادرس :www.metravian.ir