Father and Daughter (Michael Dudok de Wit, 2000)

سلام.

فایل بالا باعث شد که بشینم گریه کنم.

البته اگه فایلی که این رو تشریح میکردو ببینید شاخ در میارید.

یعنی  بگو یک اپسیلون به هم مربوطند .

در مورد بازازیابی هست!

من که های های گریه کردم.

 درسا سخت نیست خونده نمیشه تلنبار میشه حال روحیم خوش نیست . همه میخونن من و چند نفر انگشت شمار نمی خونیم .

دلم میخواد بخونم . اما تنبلی و عوامل انگیزشی نمیذارن.

یکی الان که بهش کلی راهنمایی کردم اینا رو به بخونه میگه ای بابا این که خدای درس بود اینا رو میگه پس منم بیخیال درس.

نه موضوع تداخل هست ومداخله گر ها !!

یعنی اونقدر در طی روز به چیزای دیگه پرداخته میشه که به درس نمیرسه . البته حدود 25 تا 35 درصدش قابل کنترل هست .اما هیچی دیگه بیخیال . بریم کانال دیگه.

 

از خواب که بیدار میشم میشنوم که دارم اسمشو صدا میزنم. موقع خواب همش بهش فکر میکنم . تاپ تاپ قلبم میگه دیگه نمیای.

نمیدونم چمه یه چیزی آزارم میده  با خودم فکر که میکنم  ،اید بمیرم اما این عشقو به کسی بروز ندم .

کار سختی نیست اصلا هم طاقت فرسا نیست فقط دچار روز مرگی که بشی وتوش دست وپا بزنی برای چندر غاز حقوق که نصفش میشه کرایه سرکاربه خونه ونصفش میشه کرایه دانشگاه به خونه با 87مدل ادم حرف بزنی وروشنشون کنی کلی سردرد میاره چه برسه به روح درد.

 منم که اصلا آدم نیستم یعنی حال خودم از خودم به هم میخوره از بس بعضی روزا تکراری هی میان و هی میرن هی این شنبه مقالمو تحویل میدم این شنبه میل میکنم این شنبه حدود50 روز شده هنوز هیچ غلطی نکردم . یه موضوعاتی هست دلم نمیخواد بشکافمشون وگرنه بازم مجبورم رمز بزارم فعلا این پست دست وپاشکسته رو از شاگرد اون ته مه های کلاس قبول کنید که همیشه میز دوم میشینه ....(قبلنا میز اول مینشستم......

/ 2 نظر / 4 بازدید
مریم

سلام داداشی شما امر بفرمایید پست بعدی واسه شماست[ماچ]